منبع تحریف ها ودروغ ها درباره عاشورا

بیشترین تحریفاتی كه درباره نقل قیام عاشورا انجام شده است، در مقاتلی مانند «ابی‌مخنف»، «اسرارالشهادة»، «نورالعین»، «منتخب طریحی» و مقاتلی كه در قرون اخیر نوشته‌ شده‌اند، وجود دارد.
عضو گروه تحقیقاتی دانشنامه 14 جلدی امام حسین (ع) می‌گوید: بیشترین تحریفاتی كه درباره نقل قیام عاشورا انجام شده است، در مقاتلی مانند «ابی‌مخنف»، «اسرارالشهادة»، «نورالعین»، «منتخب طریحی» و مقاتلی كه در قرون اخیر نوشته‌ شده‌اند، وجود دارد.

به گزارش  فارس، برخورد احساسی با واقعه عاشورا سبب ورود برخی از مطالب غیرواقعی در كتاب‌هایی است كه بیشتر آنها در قرون اخیر نگاشته شده‌اند. برای بررسی و شناخت انحرافات و خرافه‌هایی كه وارد مقاتل شده‌اند، میزگردی با حضور حجج اسلام سیدمحمود طباطبایی‌نژاد و امیرحسین ملك‌پور، اعضای گروه تحقیقاتی دانشنامه 14 جلدی امام حسین (ع) انجام شد كه گزیده‌ای از آن در پی می‌آید.

* حضرت قاسم (ع) در روز عاشورا ازدواج نكرد

حجت‌الاسلام ملك‌پور برای بیان و معرفی مطالب خرافی كه در مقاتل آمده و امروز از آنها در مجالس عزاداری امام حسین (ع) یاد می‌شود، سخنان خود را اینگونه آغاز می‌كند: خوشبختانه با افزایش آگاهی مردم، مطرح كردن مطالب خرافی به حداقل خود رسیده است و در جامعه خیلی‌ها به دنبال این هستند كه حرف‌هایی كه می‌زنند و روضه‌هایی كه می‌خوانند، همه صحیح و معتبر باشد. حتی در جلساتی كه با برخی مداحان شهر قم داشتیم، اشعار و روضه‌های خود را تصحیح می‌كردند؛ اما باز هر از ‌گاهی این مشكل دیده می‌شود كه از جمله مطالب خرافی در باره واقعه عاشورا، گرفتن مجلس عروسی حضرت قاسم (ع)، حجله‌بندی كردن و حنابندان است كه هنوز هم در برخی از مجالس به خصوص زنانه وجود دارد. این مطالب خرافی و از جمله مواردی است كه شهید مطهری آن را به شدت رد می‌كند.

* كتاب «اسرارالشهادة» مملو از انحرافات و مطالب خرافه است

وی ادامه می‌دهد: اباعبدالله (ع) تنها دو دختر دم بخت به نام‌های «فاطمه» و «سكینه» داشت. برخی از دختری به نام «زینب» یاد كرده‌اند و برخی هم به «رقیه» اشاره كرده‌اند كه سن آنها كم بود. دختران امام حسین (ع) را برخی 4 تن، برخی 3 تن و برخی 2 تن بیان كرده‌اند كه تنها 2 دختر بزرگ داشت كه آنها را به عقد پسران امام حسن (ع) درآورده بود.

ملك‌پور می‌افزاید: «فاطمه» همسر «حسن مثنی» بود كه شوهرش در واقعه كربلا زخمی می‌شود و تا مرز شهادت پیش می‌رود؛ ولی زنده می‌ماند. داماد دیگر امام حسین (ع)، «عبدالله بن حسن» بود كه «سكینه» را به عقد او درآورده بودند. البته در واقعه عاشورا دو «عبدالله بن حسن‌» حضور داشتند. یكی «عبدالله» یازده ساله كه در كربلا و در لحظات آخر در آغوش عمویش امام حسین (ع) به شهادت رسید و دیگری یك «عبدالله» دیگر كه از نظر سنی بزرگ‌تر بوده كه عقد «سكینه» را قبل از واقعه كربلا برای وی می‌خوانند و در جریان كربلا به شهادت می‌رسد. پس دختر دیگری برای ازدواج با قاسم باقی نمی‌ماند.

این محقق در ادامه با اظهار تأسف از مطالب منتشر شده در مقاتل ضعیف می‌گوید: متأسفانه در كتاب «اسرارالشهادة» به طرز فجیعی داستان حضرت قاسم (ع) بیان می‌شود.

این كتاب می‌نویسد كه عروسی حضرت قاسم (ع) و یكی از دختران امام حسین (ع) در روز عاشورا اتفاق می‌افتد كه اصلاً زمان مناسب برای این كار نیست. در این كتاب این جریان تحریفی اینگونه بیان شده است كه در حین انجام مراسم عروسی، قاسم (ع) صدای رجز می‌شنود و به میدان می‌رود و جنگ می‌كند و بعد باز می‌گردد و شخص دیگری رجز می‌خواند و بار دیگر كه قاسم عزم میدان می‌كند، دختر به حالت گلایه می‌گوید پس دیدار ما چه می‌شود؟ و قاسم (ع) می‌گوید كه دیدار ما به قیامت! بعد دختر می‌گوید كه از كجا تو را بشناسم؟ قاسم (ع) آستین لباسش را پاره می‌كند و می‌گوید از این آستین پاره. بعد در جنگ شهید می‌شود. سرها را كه برای ابن‌زیاد می‌بردند، یك وزیر ایرانی درخواست می‌كند كه یك سر هم به ما بدهید تا ما هم شادی كنیم. سر قاسم (ع) را به او می‌دهند. وزیر آن را به ایران می‌آورد و مدت‌ها با این سر چوگان‌ بازی می‌كردند.

ملك‌پور با اظهار تأسف دوباره ادامه می‌دهد: كتاب «اسرارالشهادة» در ادامه در ده‌ها صفحه بحث می‌كند كه استخوان این بزرگان به این دلیل و آن دلیل محكم است و سر مشكلی پیدا نمی‌كرد. پس از مدتی یكی از زنان كه از نواده‌های «عمار یاسر» بود، شبی در خواب حضرت زهرا (س) را می‌بیند كه به او می‌فرماید:‌ «این سر فرزند من است و چرا با آن این رفتار را می‌كنید.» پیرزن صبح به پسرش می‌گوید كه حاضری سرت را به جای این سر بدهی؟ پسر موافقت می‌كند. پیرزن سر پسرش را می‌برد و آن را به جای سر قاسم (ع) برای بازی چوگان وزیر ایرانی و اطرافیانش می‌دهد. آنها سر را می‌برند تا چوگان بازی كنند؛ اما سر می‌تركد. دوباره باز می‌گردند و سر اصلی را می‌برند.

وی می‌افزاید: در ادامه این نقل كذب تاریخی آمده كه بالاخره تعدادی از كردها می‌آیند و این سر را می‌گیرند و بعد آن را در شمیران تهران دفن می‌كنند كه به امامزاده شاهزاده قاسم (ع) معروف می‌شود و متأسفانه هنوز هم هست.

* امامزاده قاسم دربند و بی‌بی‌زبیده شهرری جعلی است

ملك‌پور تأكید می‌كند: نویسنده این مقتل ضعیف؛ چون امام حسین (ع) تنها دو دختر شوهردار به نام‌های «فاطمه» و «سكینه» داشت، یك دختر خیالی برای امام حسین (ع) به نام «زبیده» درست می‌كنند كه در هیچ‌ یك از منابع تاریخی این نام وجود ندارد. نه در منابع معتبر و نه حتی در منابع ضعیف. «اسرارالشهادة»می‌گوید كه «زبیده» با «شهربانو» بعد از واقعه كربلا به ایران می‌آید كه «شهربانو» اصلاً در كربلا نبوده و هنگام تولد امام زین‌العابدین (ع) به شهادت رسید ـ چون زن اگر هنگام زایمان از دنیا برود، شهید است ـ به هر حال این «زبیده» خیالی با این «شهربانو» كه در كربلا نبوده به ایران می‌آید. الآن هم در شهرری قبری به نام «زبیده خاتون» وجود دارد كه مدعی‌اند همسر قاسم (ع) است.

وی می‌گوید: حالا اگر دقت كنید، می‌بینید كه «دربندی» نویسنده «اسرارالشهادة» از اهالی «دربند شمیران» بوده و می‌خواسته امامزاده قاسم (ع) و زبیده خاتون را درست كند و بعد وقتی سؤال می‌شود كه این روایت را از كجا نقل كرده‌ای؟ می‌گوید كه از یك كتاب فارسی قدیمی كه چون ورق‌های اول آن پاره شده است، نویسنده آن مشخص نیست! آیا می‌شود به این گفته استناد كرد؟ وقتی شهید مطهری (ع) این مطلب را می‌بیند برآشفته می‌شود و خیلی محكم جریان عروسی قاسم (ع) را رد می‌كند. این نه با عقل و نه با نقل‌های معتبر همخوانی ندارد.

* شب عاشورا كسی از امام حسین (ع) جدا نشد

ملك‌پور در ادامه اظهار می‌كند: از جمله مطالب مخدوش دیگر جریان شب عاشورا این است كه می‌گویند؛ اباعبدالله (ع) چراغ را خاموش كرد و بیعتش را برداشت و گفت كه هر كس كه می‌خواهد، برود و مردم پس از آن دسته‌دسته امام را تنها گذاشتند. اول اینكه این چراغ خاموش كردن در هیچ منبع معتبری وجود ندارد و این نقل منحرف از كتاب «دمعة‌الساكبه» كه در قرن سیزدهم و سال 1285 قمری نوشته شده است، آغاز می‌شود، در حالی كه این غلط است. در شب عاشورا كه حضرت بیعت را برداشت، نه تنها كسی نرفت؛ بلكه طبق برخی نقل‌های معتبر بیش از 30 نفر از لشگریان عمر سعد به امام حسین (ع) ملحق شدند. حتی حرف‌های دلگرم‌كننده‌ای از سوی اصحاب امام مطرح شد و اول شخصی كه صحبت كرد و دل امام حسین (ع) را گرم كرد، قمر بنی‌هاشم (ع) بود كه گفت: «بریم كه بعد از شما زنده باشیم؟ زندگی بعد از تو را نمی‌خواهیم.»

وی ادامه می‌دهد: «دمعة‌الساكبه» كتاب واسطه است. نویسنده آن ادعا می‌كند كه این مطلب را از كتاب «نورالعین» نقل می‌كند، كه خود كتاب «نورالعین»، یك كتاب مجهول با نویسنده‌ای مجهول است. برخی گفته‌اند كه مرحوم «اسفراینی سنی» كه در قرن‌های اولیه اسلام می‌زیست آن را نوشته كه البته كارشناسان آن را رد كرده‌اند. آنها كه تخصصی راجع به كتاب‌های قدیمی دارند، معقدند كه این نوع نگارش با نوشته‌های مرحوم «اسفراینی» همسو نیست. بعد جالب است كه حتی در «نورالعین» هم این حرف زده نشده است.

عضو گروه تحقیقاتی دانشنامه 14 جلدی امام حسین (ع) در ادامه سخنان خود می‌گوید: البته این را هم بدانید كه «نورالعین» به قدری ضعیف است كه آغاز جنگ امام حسین (ع) را از روز دوم یا سوم محرم عنوان می‌كند و می‌گوید كه در دوم محرم عده‌ای به شهادت رسیدند. نویسنده مجهول این كتاب دو شخصیت به نام عباس معرفی می‌كند كه یكی از آنها در روز سوم محرم و یكی از آنها در تاسوعا به شهادت می‌رسد. هر آدم منصفی كه حتی اگر محقق هم نباشد، با خواندن این مطالب متوجه كذب بودن آن می‌شود.

* بوسیدن گلوی امام حسین (ع) توسط حضرت زینب (س) قبل از جنگ امام صحت ندارد

ملك‌پور ادامه می‌دهد: مطلب انحرافی دیگری كه از مقاتل و كتاب‌های ضعیف به اذهان عمومی القا شده، بوسیدن گلوی امام حسین (ع) توسط حضرت زینب (س) قبل از جنگ امام است. این كتاب‌ها می‌نویسند كه وقتی امام حسین (ع) به میدان جنگ می‌رفت، حضرت زینب (س) به دنبال او می‌رود و می‌گوید: «مهلاً مهلاً یابن الزهرا (س) مادرم زهرا (س) وصیت كرده كه زیر گلوی تو را ببوسم.»

وی تأكید می‌كند: من خودم وصایای حضرت زهرا (س) را گردآوری و همه كتاب‌های نوشته شده درباره وصایای حضرت زهرا (س) را مطالعه كرده‌ام و در هیچ یك از این وصایا، این یك وصیتی كه بیان شده است را ندیدم.

ملك‌پور ادامه می‌دهد: وقتی جست‌وجو می‌كنیم كه اولین‌بار این موضوع كجا مطرح شده است، می‌بینیم كه برای نخستین بار در كتاب «انوارالمجالس» و در قرن سیزدهم یعنی در سال 1280 قمری و حدود 1200 سال بعد از واقعه عاشورا، این مطلب بیان شده است. بعد از آن هم در كتاب «تذكر‌ةالشهدا» كه در سال 1340 قمری و در قرن چهاردهم این مطلب منتشر شده است و نویسنده خودش تأكید می‌كند كه «این مطلب ضعیف است.»


وی می‌گوید: بیان این مطالب در شأن امام (ع) نیست. آیا او حاضر بود كه خواهرش در مقابل خیل دشمنان زیر گلویش را ببوسد؟ آیا امام حاضر بود كه ناموسش در جلوی دشمنان قرار بگیرد؟ باز تأكید می‌كنم كه جمله «مهلاً مهلا، یابن الزهرا (س)» را در هیچ یك از منابع معتبر حتی در كتاب‌های ضعیف را نیافتیم.

* حضرت زینب (س) در كوفه یا هیچ جای دیگر سرش را به محمل نكوبید

ملك‌پور،كوبیدن سر به محمل از سوی حضرت زینب (س) و جاری شدن خون را رد می‌كند و این نقل را از مطالب ضعیفی بر‌می‌شمرد كه متأسفانه منشأ حركاتی شده است و دشمن روی آن مانور می‌دهد و شیعه را متهم به وحشی‌گری می‌كند.

وی می‌گوید: نوشته‌اند كه وقتی در كوفه حضرت زینب (س) خطبه می‌خواند، برای ساكت كردن او سر بریده امام حسین (ع) را به او نشان می‌دهند كه ایشان طاقت نمی‌آورد و سر را به چوب محمل می‌زند و می‌ببینند كه خون تازه از زیر محمل جاری شده است. این نقل معروف به نقل «مسلم جسّاس (گچ‌كار)» است. این موضوع در كتاب ضعیف «نورالعین» است كه نه نویسنده‌اش و نه سال تألیفش مشخص نیست و نه اینكه توانسته جریان عاشورا را درست ترسیم كند و پر از مطالب كذب است كه با منابع تاریخی منطبق نیست.

وی ادامه می‌دهد: این مطلب البته در كتاب «منتخب طریحی» كه در سال 1085 قمری یعنی قرن یازدهم آن را نوشته‌اند بیان شده است. شیخ عباس قمی هم در «منتهی‌الآمال» این نقل را در صفحه 483 می‌نویسد و تأكید می‌كند كه این را نخوانید و آن را رد می‌كند و می‌نویسد كه اصلاً بعید است كه حضرت زینب (س) كه از سوی امام حسین (ع) مأمور به صبر بوده، این بی‌صبری را انجام دهد.

ملك‌پور می‌گوید: یك‌هزار سال پس از واقعه عاشورا این حرف نبوده و از قرن یازدهم به بعد مطرح شده است. به خصوص اینكه حضرت زینب (س) بالای محمل بوده و همه این صحنه را دیده‌اند و باید در برخی نقل‌ها آمده باشد اما به مدت یك‌هزار سال این قضیه مسكوت است و بعد یك كتاب ضعیف این را مطرح كند كه قابل اعتماد نیست و این در حالی است كه نقل مشهوری داریم كه در آن امام حسین (ع) حضرت زینب (س) را سفارش كرده كه «بی‌صبری نكن و صورت مخراش!» كه خوب؛ سر به محمل زدن، بدتر از صورت خراشیدن است. اگر بود، قاعدتاً باید در چند منبع متقدم این موضوع می‌آمد و مسلماً این باطل است.
منبع: سایت تابناک

عاشورا به تاريخ شمسي كي بود؟

انطباق دقیق رویدادهای تقویم هجری قمری و شمسی کار سختی است؛ اما با استفاده از نرم‌افزارهای رویت هلال مشخص می‌شود که عاشورای 61 هجری قمری در روز سه‌شنبه 20 مهر یا چهارشنبه 21 مهر اتفاق افتاده است.

امیرحسن‌زاده*: تقویم رسمی کشور بر اساس هجری خورشیدی است. همان‌طور که از نام آن بر می‌آید، مبداء آن هجرت پیامبر اسلام (صلی‌ا... علیه و آله و سلم) از مکّه به مدینه است و طول سال آن، مدت زمان بین دو عبور متوالی مرکز خورشید از نقطه اعتدال بهاری است که به طور متوسط 365.242198 شبانه‌روز یا 365 شبانه‌روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه حساب شده است.

برخلاف تصور عموم، تقویمی که امروز از آن استفاده می‌کنیم، از سال 1304 هجری خورشیدی به عنوان تقویم رسمی کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ اما تقویم هجری قمری برای ثبت بسیاری از وقایع تاریخی مورد استفاده مورخان بوده است. ضمن آن‌که بسیاری از مناسبت‌ها و اعیاد تقویم بر پایه هجری قمری است. بنابراین مسئله انطباق تاریخ های تقویم هجری قمری و شمسی همواره مورد توجه منجمین و مورخین بوده است. یکی از این موارد انطباق واقعه عاشورا (10 محرم 61 هجری قمری) با تقویم هجری شمسی است. برای وارد شدن به این بحث، ابتدا نگاهی دقیق‌تر به تقویم هجری قمری می‌اندازیم.

مبنای تقویم هجری قمری
تقویم هجری قمری هلالی، تقویم دینی مسلمانان جهان است. مبدأ این تقویم، اول محرم سالی است که پیامبر اکرم (صلی‌ا... علیه و آله و سلم) از مکة معظمه به مدینة منوره هجرت فرمود. این مبدأ در اغلب کشورهای اسلامی ، روز جمعه 1 محرم سال 1 هجری‌قمری، مطابق 27 تیر 1 هجری‌شمسی و مطابق 16 ژوئیة 622 میلادی (ژولینی) اختیار شده است. سال‌های این تقویم شامل 12 ماه قمری هلالی است که به ترتیب عبارتند از: محرم ،صفر، ربیع‌الاول، ربیع‌الثانی، جمادی‌الاول، جمادی‌الثانی، رجب، شعبان، رمضان، شوال، ذی‌القعده و ذی‌الحجه.

طول ماه هلالی، مدت زمان بین دو لحظة ماه نوی نجومی متوالی است. مقدار متوسط طول ماه هلالی حدود 29.530589 شبانه‌روز یا معادل 29 شبانه‌روز و 12 ساعت و 44 دقیقه و 3 ثانیه است. بنابراین به طور متوسط طول سال قمری برابر با 354.367068 شبانه‌روز = 29.530589 × 12 است. این تقویم به دو شکل هلالی و قراردادی مورد استفاده قرار می گیرد.

تقویم هجری قمری هلالی
در این نوع تقویم که در کشورهای اسلامی به منظور تعیین اعیاد و مناسبت‌های مذهبی استفاده می‌شود، تاریخ اول هر ماه با رؤیت هلال ماه نو در شامگاه روز بیست‌ونهم یا سی‌اُم ماه قبل، تعیین می‌شود. در نتیجه، تعداد شبانه‌روزهای هر ماه قمری برابر با مدت زمان بین دو رؤیت متوالی هلال ماه نو است. این نوع روش آغاز ماه، پیش از اسلام به ویژه در بین اقوام سومری، بابلی و یهودی نیز رایج و سابقه‌ی طولانی داشته است.

پیش‌بینی وضعیت رؤیت هلال ماه‌های قمری به مقادیر مشخصه‌های ماه و خورشید و موقعیت جغرافیایی رصدگر در لحظه غروب خورشیدِ روز بیست‌ونهم ماه قبل بستگی دارد. در واقع در این تقویم کارشناسان با محاسبه مشخصه‌های ماه و خورشید در زمان غروب خورشید روز بیست‌ونهم ماه قمری و مقایسه آن با معیارها و رکوردها، وضعیت رؤیت‌پذیری هلال ماه را پیش بینی می‌کنند.
این امکان وجود دارد که هلال ماه نو در مکانی بر روی کره زمین، دقایقی بعد از غروب خورشید روز بیست‌و‌نهم رؤیت شود و در مکان دیگری رؤیت نشود که این اختلافِ یک شبانه‌روزی در رؤیت هلال ماه‌های قمری، اختلاف یک شبانه‌روزی را در تقویم هجری قمری هلالی کشورهای اسلامی سبب می‌شود.

مطابق حکم شرعی اگر هلال ماه در شامگاه بیست‌ونهم ماه رؤیت شود، آن ماه به پایان رسیده و فردا اول ماه بعد است؛ ولی اگر هلال ماه در شامگاه روز بیست‌ونهم رویت نشد، ماه 30 روزه می‌شود. بنابراین ماه قمری نمی‌تواند 28 روزه یا 31 روزه باشد. ضمن آن‌که در تقویم هجری قمری هلالی، برای توالی ماه‌های 29 و 30 روزه نظم و قاعده مشخصی وجود ندارد. از این رو ممکن است چند ماه متوالی 29 روزه یا 30 روزه وجود داشته باشد.

تقویم هجری قمری قراردادی
تاریخ‌نویسان و سایر پژوهشگران برای سهولت در محاسبات روزمره‌ تقویم هجری قمری و بر طرف کردن اشکالات ناشی از اختلاف در تقویم هجری قمری هلالی در کشورهای اسلامی، از تقویمی به نام«تقویم هجری قمری قراردادی» استفاده می کنند. البته این نوع تقویم در تعیین اول ماه‌های قمری کاربردی ندارد.

مبداء تقویم و نام ماه‌های این تقویم همانند تقویم هجری قمری هلالی است. اما تعداد شبانه‌روز ماه‌های این تقویم، متناوباً 30 و 29 شبانه‌روز است. یعنی ماه محرّم 30 شبانه‌روز، ماه صفر 29 شبانه‌روز و همین‌طور تا آخر در نظر گرفته می‌شود. البته همان‌طور که ذکر شد، این نوع تقویم در تعیین اول ماه‌های قمری تقویم کشورهای اسلامی کاربردی ندارد.

محاسبه عددی تاریخ واقعه عاشورا
همان‌طور که ذکر شد، مبدا هر دو این تقویم ها یکی است اما طول سال آنها با یکدیگر متفاوت است. در واقع طول سال قمری به طور متوسط 10.87513 شبانه‌روز کمتر از سال شمسی است و همین باعت اختلاف 43 ساله بین این دو تقویم شده است (43= 1389-1432). بسیاری از مردم، این مسئله را با جابه جایی ماه مبارک رمضان در بین فصول سال تجربه کرده‌اند.

یک روش به دست آوردن تاریخ هجری شمسی واقعه عاشورا استفاده از همین مقادیر متوسط طول سال شمسی و قمری است. امسال اول محرم 1432 مصادف با سه‌شنبه 16 آذر 1389 بود. با توجه به این‌که از اول محرم سال 61 هجری به اندازه 1371 سال قمری گذشته، پس از آن روز به اندازه 485837.25 شبانه‌روز طی شده است که اگر این عدد را بر طول متوسط سال شمسی تقسیم کنیم به 1330 سال و 65 روز می‌رسیم. این بدان معنی است که اگر از 16 آذر 1389 به این اندازه به عقب برویم به 11 مهر 59 هجری شمسی می‌رسیم که مقارن با اول محرم سال 61 هجری قمری است. بنابراین با این محاسبه ساده درخواهیم یافت که 10 محرم (عاشورا) سال 61 هجری قمری مقارن با 20 مهر سال 59 هجری شمسی است.

محاسبه تاریخ واقعه عاشورا بر اساس رویت هلال
با استفاده از تطبیق تقویم هجری قراردادی با میلادی (به کمک نرم‌افزارهایی مانند (Accurate Times مشخص می‌شود که اول محرم 61 هجری قمری برابر 1 اکتبر 680 میلادی (ژولی) است و بنابراین عاشورا مقارن با 10 اکتبر 680 میلادی (ژولی) یا چهارشنبه 21 مهر 59 هجری شمسی است. البته به دلیل استفاده از تقویم قراردادی این تاریخ می‌تواند یک یا دو روز با تاریخ واقعی اختلاف داشته باشد.

حال با مراجعه به نرم‌افزارهایی مانندMoon Calculator مشخص می‌شود که مقارنه ماه و خورشید (ماه نو) در محرم سال 61 هجری در ساعت 17:11 به وقت محلی روز 28 سپتامبر 680 میلادی اتفاق افتاده و در شامگاه فردای آن روز، 29 سپتامبر، هلال ماه در کربلا به جدایی بیش از 11 درجه از خورشید رسیده و در زمان غروب خورشید، ارتفاع ماه بیش از 8 درجه است. رویت چنین هلالی با چشم غیرمسلح ممکن است؛ بنابراین پیش‌بینی می‌شود که 30 سپتامبر 680 میلادی مقارن با اول محرم 61 هجری قمری باشد. بنابراین 10 محرم مقارن با 9 اکتبر 680 میلادی یا سه‌شنبه 20 مهر 59 هجری شمسی می‌شود.

مطابق این بررسی نتیجه می‌شود که واقعه عاشورا (10 محرم 61 هجری قمری) در روز سه‌شنبه 20 یا چهارشنبه 21 مهر 59 هجری شمسی اتفاق افتاده است.

*کارشناس ارشد مرکز تقویم موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران

منبع: کارمند نیوز

برنامه سالانه گروه آموزشی فلسفه و منطق شهرستان منوجان سال تحصیلی90-89

برنامه سالانه گروه آموزشی فلسفه و منطق شهرستان منوجان سال تحصیلی90-89

 

هفته اول

هفته دوم

هفته سوم

هفته چهارم

مهر

نظارت بر توزیع ساعات درس فلسفه و منطق در بین همکاران و توجه به تخصص و تجربه همکاران و همکاری با آموزش متوسطه در زمینه اختصاص ساعات دروس فلسفه و منطق به دبیران با تجربه ودارای تخصص.

آبان

بازدید از دبیرستان شهداء نودژ

بازدید از دبیرستان نرجس چاه نارنج- تهیه لیست مشخصات دبیران فلسفه و منطق

بازدید از دبیرستان حمزه  منوجان- معرفی چهار نفر از همکاران جهت شرکت دردوره ضمن خدمت فلسفه پیش دانشگاهی به سازمان استان

– ارائه گزارش عملکرد سال قبل به گروههای آموزشی-ارائه برنامه سالانه به گروههای آموزشی

آذر

برگزاری جلسه هم اندیشی  دبیران فلسفه و منطق پیرامون برگزاری امتحان و نحوه طراحی سئوالات و بحث و تبادل نظر پیرامون مباحث کتاب منطق

تهیه و ارسال نمونه سئوالات درس فلسفه و منطق سال سوم و ارسال آن به مدارس جهت استفاده همکاران و دانش آموزان- ارسال فرم  فراخوان برگزاری مسابقات علمی مخصوص دانش آموزان پیش دانشگاهی

تهیه و ارسال فرم فراخوان انتشار خبرنامه تخصصی گروه فلسفه و منطق  - ارسال فرم فراخوان مسابقه مقاله نویسی 

 تهیه و ارسال فرم فراخوان برگزاری مسابقه سنجش استدلال و هوش منطقی-ارسال بخشنامه های لازم در مورد برگزاری امتحان فلسفه و منطق به مدارس جهت استفاده همکاران

دی

تهیه گزارش عملکرد سه ماه اول و تحویل آن به مسئول گروههای آموزشی

برگزاری امتحانات – ارسال فرم مخصوص استخراج نمرات ترم اول دانش آموزان به مدارس

برگزاری امتحانات – حضور درحوزه تصحیح امتحانات نهایی دی ماه و بازدید 10% از سئوالات دی ماه

تحویل لیست نمرات دانش آموزان در ترم اول توسط همکاران به گروه فلسفه

بهمن

بررسی سئوالات  دی ماه که توسط همکاران طراحی شده است

برگزاری جلسه هم اندیشی با حضور دبیران فلسفه و منطق

چاپ و انتشار اولین نسخه از خبرنامه تخصصی گروه فلسفه و منطق

انتشار عملکرد نیمه اول سال تحصیلی در وبلاگ تخصصی گروه فلسفه و منطق

اسفند

جمع آوری مقالات و تحقیق های دانش آموزان  جهت شرکت در مسابقه مقاله نویسی

برگزاری مسابقه علمی مخصوص دانش آموزان پیش دانشگاهی

برگزاری جلسه هم اندیشی با حضور دبیران فلسفه و منطق

بررسی مقالات دانش آموزان و بررسی نتایج مسابقه علمی مخصوص پیش دانشگاهی

فروردین

تعطیلات نوروزی

تعطیلات نوروزی

اعلام نتایج مسابقات علمی  مخصوص دانش آموزان پیش دانشگاهی- ارائه عملکرد سه ماهه دوم

برگزاری نشست علمی با حضور همکاران-اهداء جوایز به دانش آموزان ممتاز پیش دانشگاهی

اردیبهشت

برگزاری مسابقه سنجش استدلال و هوش منطقی

اعلام نتایج مسابقه سنجش استدلال و هوش منطقی و اهداء جوائز به برگزیدگان این مسابقه و برگزیدگان مسابقه مقاله نویسی

انتشار و توزیع شماره 2 خبرنامه تخصصی فلسفه و منطق – تقدیر از همکارانی که نهایت همکاری را با فعالیت های گروه فلسفه داشتند

پی گیری و بررسی نقاط قوت و ضعف دانش آموزان در ضمن برگزاری  هم اندیشی همکاران گروه فلسفه

خرداد

ارائه عملکرد سه ماهه سوم  سال تحصیلی و تهیه مجموعه فعالیت های انجام شده توسط گروه فلسفه و منطق  و تحویل آن به مسئول گروههای آموزشی

عملکردهای ثابت در طول سال تحصیلی

1-     بازدید از مدارس در روزهای سه شنبه هر هفته

2-     پاسخگویی حضوری و تلفنی به سئوالات همکاران

3-    مدیریت وبلاگ تخصصی گروه فلسفه و منطق شهرستان منوجان

4-     تماس با سرگروه استان و مشورت در مورد فعالیت های گروه فلسفه

 محمد عظیمی راویز

سرگروه فلسفه و منطق شهرستان منوجان