آیا تسخیر جن ممکن است؟
ممکن است این سئوال مطرح شود که مسئله جن چه ارتباطی
به فلسفه دارد؟ از آنجایی که فلسفه سراسر هستی را مورد
بحث قرار می دهد و اینکه وجود جن غیر قابل انکار است لازم
دیدم بنا به پیشنهاد بعضی دوستان مطالبی را در این زمینه
در این وبلاگ قرار دهم . امید است که مورد استفاده قرار
گیرد و ما را در شناخت بیشتر دنیای پیرامون ما و موجوداتی
که همگی مخلوق خدا هستند
و به نحوی با ما در ارتباط هستند کمک کند.
استاد محمد ابراهيم نصراللهي يكي از علماي استان لرستان است كه هم اكنون در قم سكونت دارند و اجتهاد ايشان در زمينه سحر و طلسم ، نجوم و تسخيرات است . ايشان تاليفات متعددي در زمينه علوم غريبه دارند و هر روز ده ها نفر از خارج و داخل كشور براي رفع گرفتاري هايشان به ايشان مراجعه مي كنند . ايشان در ايام هفته در حسينيه اي به گرفتاري گرفتاران مي پردازند و نيز در ان مكان به تدريس علوم غريبه و برخي علوم ديگر اشتغال دارند . حال به برخي از عقايد ايشان در مورد جن و همزاد مي پردازيم .
عقيده من بر اين است به استثناي اشخاص نادري بقيه مردم مبتلا به اجانين هستند ده درصد به صورت خاص و بقيه به صورت عام . گاهي تصرف اجانين به صورت عموم است و گاهي وقت ها تصرفات . به صورت ويژه است كه در بسياري افراد ديده شد است . به نظر من كه خودم را وقف گرفتاري مردم كرده ام ده درصد مردم ما جن زده هستند . بعضي از جن ها از صالحان و بعضي ديگر از اشرار هستند . درست همانند انسان ها ، جن ها هم داراي انواع و اقسامي هستند . سوره مباركه احقاف آيه 29 مي فرمايد كه: ياد آور وقتي كه تني چند از جنيان را متوجه تو گردانديم تا اسماع قرآن كنند چون نزد رسول رسيدند با هم گفتند گوش فرا دهيد چون قرائت تمام شد ايمان آوردند و به سوي قوم شان براي تبليغ و هدايت باز گشتند.
اگر طبيعت انسان ناري ( آتشي )باشد مي تواند جن را بي واسطه ببيند و اگر طبيعت آبي يا خاكي داشته باشد با واسطه مي بيند ولي در مجموع ثقيل است .
اجانين از ۱۰۰۰ تا ۵۰۰۰ سال عمر مي كنند و ميانگين عمر آن ها تقريباً ۱۷۰۰ تا ۳۰۰۰ سال است . در بين اجانين هم مانند انسان ها افراد عاقل و جاهل زياد است و به همين دليل بعضي از آن ها با بعضي ديگر متفاوت هستند . در طول تاريخ بعضي از انسان ها بعضي از اجانين را تسخير كرده اند ولي به عقيده من تسخير جن مكروه است و بعيد مي دانم حرام باشد . من فكر مي كنم انسان در اين زمينه مختار است ولي اين كار بسيار مشكل است . به عقيده من انسان اگر با قرآن انس بگيرد اصلاً نيازي نيست كه اجانين را تسخير كند . آيات قرآن اعجب العجايب است و از برخي از ان ها براي شفا بيمار ، رفع شر اشباح و اجنه و غيره استفاده مي كنند . آياتي هم در قرآن است كه از آن ها براي احضار جن استفاده مي شود . انسان اگر قلب را الهي كند حتي مي تواند فرشته هاي چپ و راست را در اختيار بگيرد كه از جن هزار مرتبه مهم تر است . به نظر من در صورتي كه فرد براي رفع گرفتاري گرفتاران اجنه را استخدام كند جايز است ولي اگر براي كارهاي نادرست بخواهد استفاده كند قطعاً حرام است .
وجود جن آن قدر بديهي است كه به نظر من انكار آن انكار ضروريات و بديهيات است انسان گاه شاهد لمس بعضي از تصرفات ماوراء الطبيعه در وجود خودش است گاهي مي بينند اهل خانه بيهوده به هم مي ريزند كه اين نوع از تصرفات جنيه است .
يك انسان عادي هم مي تواند جن ببيند و رويت كار مشكلي نيست و با بعضي رياضيت ها اين كار مسير است مثلاً اگر كسي بتواند يك يا دو اربعين آيه نور ( سوره نور ، آيه ۳۵ ) را خواند مي تواند جن را ببيند .
اجنه از شعله آتش بدون دود خلق شده اند و در مورد طعام اجنه فكر مي كنم به پوست پياز و استخوان علاقه مند باشند .
براي دفع جن انگشترهاي مکتوب لازم است مانند انگشتر مباركه ۷جلاله كه براي ايمن ماندن از شراجنه و افراد مبتلا به جن بسيار موثر است .
اگر كسي بخواهد احضار جن كند بايد از بخوراتي مانند كندور و اسپند استفاده كند .
تلاش براي تسلط بر موجودات نامريي هميشه توام با موفقيت نخواهد بود وتنها كساني در اين راه موفق اند كه ابتدا در خويشتن قدرت و توانایي به وجود آورند كه در دام موجودات نامريي اسير نشوند .
حال سوال اين است كه چگونه بايد حركت كرد كه نه در دام آن موجودات موذي بيافتيم ونه از وصال به حقيقت محروم شويم ؟ سالكان بزرگ از كجا آغاز كرده اند نه تنها بر جهان ما وراء ماده آگاهي نسبي پيدا كرده اند بلكه توانايي تسلط بر جنيان وخبر از آينده وشفا دادن بيمار واعمال خارق العاده ديگر نيز يافته اند ؟ چگونه است كه تسلط بر جنها در غالب چله نشيني حرام است اما وقتي يك سالك به وصال مي رسد هم بر جن مسلط مي شود وهم از اجرا الهي برخوردار مي گردد ؟ وچرا سحر وجادو حرام است اما مكاشفه ومراقبه نه تنها حرام نيست كه نشانگر اوج تعالي يك رهرو است ؟
به جرات مي توان گفت كه مرحله اول ورود به دايره عرفا وبه دست آوردن معرفت در طريق حقيقت ، خالي كردن درون از « منيت » است . كسي كه از منيت وخودبيني خالي شود قادر به كشف رموز واسرار فراوان از عالم ماوراء مي شود . براي خالي شدن درون از منيت رنج ها ومشقات فراواني را بايد تحمل كرد .
مرحله دوم : وگام بعدي « بي تعلقي » است رهرو در اين مرحله آن قدر احساس تعلق عاري مي شود كه خودش را نيز فراموش مي كند وعلاقه وتوجه ديگران را نسبت به خودش بي اهميت مي داند از نام وشهرت وجلب توجه گريزان است وبا هر آنچه موجب وابستگي ودلبستگي او به عالم فاني مي شود مخالف است .
دايره تسلط بر ماوراء اگر با دوري از خود بيني ومنيت همراه شود آنقدر وسيع وگسترده خواهد بود كه بحث تسخير اجانين در زمره پيش پا افتاده ترين اعمال آنان قرار مي گيرد .
تسخير جن از تاريخچه اي بسيار كهن در بين مردم روزگاران قديم بهره مند بوده است .
انسان همواره در تلاش بوده تا با خدمت گرفتن جن يا اجانيني بتواند به اخباري از گذشته وحال وآينده دست يابد. اين مسئله از اين جهت امكان وقوع پيدا مي كند كه اجانين داراي قدرتي بسيار بالاتر وبرتر از عامه انسانها هستند وبا سرعت غير قابل تصوري كه به لحاظ ساختار وجودي شان دارند مي توانند براي كسي كه آنان را در تسلط خود در آورده است ،اخبار وگزارشاتي از مخفيات ورموزاتي كه مجاز به افشاي آن هستند ، بياورند .
به نظر مي رسد كه تسخير جن از نظر فقهي حرام ( يا به عقيده برخي فقها مكروه ) است در هر حرامي نوعي ضرر وزيان جسمي يا روحي يا هر دوي آنها ويا خسران دنيوي واخروي نهفته است .
حال سوال اين است كه عمل تسخير جن كه به موجب آن يك رابطه تنگاتنگ مابين انسا ن وتعدادي از جن به وجود مي آيد ، چه ضرر وزياني وجود دارد ؟ كسي كه موفق به تسخير اجانين مي شود نمي تواند از بين آنها جنيان نيك سيرت وصادق را انتخاب كند بلكه هر دسته اي كه در معرض او قرار داشته باشند به تسخيرش در مي آيند وهيچ تعهدي بر پارسايي وصداقتشان نيست تنها حسني كه دارند اين است كه به هر چه تسخير كننده شان دستور بدهد اگر در محدوده مجاز آنان قرار داشته باشد اجرا مي كنند وتمرد نمي نمايند .
در رابطه با چگونگي اطلاع اجانين از آينده بايد گفت : اجانين از سرعت بالايي در حركت برخوردارند وهمين باعث مي شود تا بر زمان اشراف پيدا كنند وتا آنجا كه اذن الهي به آن ها اجازه بدهد از آينده خبردار شوند وتا همان حدود هم مي توانند به تسخير كننده شان خبر بدهند .
« چله جن » مجموعه اعمالي است كه منجر به تسلط چله نشين بر تعدادي از اجانين مي شود وبه اين مفهوم است كه چله نشين بايد مدت چهل شب در حلقه اي كه بر گرداگرد خود با خط يا نشانه اي رسم مي كند باقي بماند .
البته هر شب به مدتي مشخص مثلاً سه ساعت يا كمتر تا زماني كه دعاي مخصوص هر شبش به اتمام برسد . چله نشين بايد كتاب ادعيه مخصوص به هر چله را داشته باشد وهر شب دعاي مخصوص همان شب رابا آرامش بخواند . خطي كه بر دور خود رسم مي كند بايد در جايي باشد كه انسانها ي ديگر تردد نكنند . كسي كه مي خواهد به چله نشيني اقدام كند بايد كاملاًبر نفسش مسلط باشد واز اراده اي قوي برخوردار باشد ودر محلي كه قرار چله بنشيند بايد تا چهل خانوار به هر سمت منزل مسكوني نباشد وانساني در هنگام خواندن دعا در آن حوالي تردد نكند . چله نشين بايد ادعيه اش را از نيمه شب به بعد يعني از ۱۲ شب به بعد شروع به خواندن كند. چله نشين نبايد جايگاهي را كه براي رسم خطي بر اطراف خود انتخاب مي كند در آن چله مي نشيند ، تغيير دهد . خطي كه مي كشد را بايد به اين شكل رسم كند كه بنشيند و در دست راستش چوب كوتاهي بگيرد وهمان طور نشسته يك دور به دور خود بچرخد تا دايره اي اطرافش رسم شود و هرگز نبايد تحت هيچ شرايطي تا پايان دعاي مخصوص آن شبش هيچ يك از اعضاي بدنش از خط مورد نظر خارج شود .
هر عضوي از اعضاي بدن چله نشين از خط خارج شود به وسيله اجانين مورد اذيت وآزار قرار مي گيرد . برخي معتقدند كه چله نشين در چهل شبي كه قرار است در چله بنشيند بايد از خوردن غذاهاي گوشتي اجتناب كند ونيز حتي الامكان از غذاهاي خام ( ميوه جات وسبزيجات خام ) استفاده نمايد .
البته اگر كسي بدون چله نشين اقدام به تزكيه نفس وطهارت روح بنمايد خود به خود بر اجانين مسلط مي شود .
خلقت همزاد سفلي از آتش است زيرا جن از آتش خلق شده است ( سوره الرحمن آيه ي۱۶) و همزاد ملك خلقتش از نور است .
دو همزاد سفلي و علوي از اين جهت كه مي توانند به هر شكلي در آيند وجه اشتراك دارند با اين تفاوت كه همزاد جني مي تواندخود را به شكل برخي حيوانات ظاهر كند ولي همزاد علوي يا فرشته اي كه نام او از انسان استخراج مي شود به هر شكلي مي تواند در آيد اما به شكل نجس العين ظاهر نمي شود .
همزاد جني و ملكي تابع نام است . همزاد هر انساني به تبع آن شخص مي تواند عامل خير باشد مانند همزاد نيكان و صالحان ، به همين دليل گاه براي همه ما اتفاق افتاده كه نزد بزرگي مي رويم و بي اختيار احساس آرامش مي كنيم .
همچنين طبيعت همزادهاي هر فردي با طبيعت و مزاج آن فرد موافق است .
مثلاً طبيعت برخي از افراد گرم و مرطوب ، سرد و مرطوب و يا گرم و خشك و يا سرد و خشك است . همزادهاي انسان ها هم به طبع طبيعت اين چنين هستند .
به همين دليل است كه برخي از ارواح با بعضي ديگر سازش دارند مثل سازش روح با بدن مثالي يا سازش همزاد ملكي با موکلی به نام عتيد و سازش همزاد جني با موكلي به نام رقيب كه اين دو موكل ( عتيد و رقيب ) از آيات قرآن استخراج مي شود ( سوره ي ق ، آيات ۱۷ و ۱۸ )
در روايات اسلامي نيز به دو همزاد ملكي و جني اشاره شده است مثلاً ابوحامد غزالي در كتاب احياء العلوم از قول جابربن عبدالله مي نويسد : چون حضرت آدم (ع) به زمين آمد اظهار داشت : اي پروردگار كه ميان من و اين بنده دشمني انداخته اي اگر مرا در برابر او ياري نكني تحمل او را ندارم گفت : تو را هيچ فرزندي متولد نشود مگر آن كه فرشته اي به حمايت او بگمارم .
ابوايوب بن يزيد نيز گفته است : به ما چنين رسيده است كه با فرزندان آدميان ، جنيان ( همزادان ) زايند پس با ايشان ببالند .
تصرفات جنيان بر دو گونه است يكي تصرفات همزاد و ديگري تصرفات غير همزاد است .
همزاد كساني كه نام هاي غير رحماني دارند گاهي در صاحب خود تصرفات شيطاني مي كند و اين كه گاه مي بينم اشخاصي با اسم رحماني جن زده شده اند اين ها تصرفات همزاد نيست بلكه تصرفات ساير اجانين است . مزاحمت هاي اجانين به صورت هاي متعدد است مثلاً اگر در وجود كسي تصرف كنند خواب از او گرفته مي شود و به تعبير علماي علوم غريبه « عقد النوم » مي شود .
بنابراين افرادي كه مبتلا به مزاحمت اجانين مي شوند با افرادي كه مبتلا به تصرفات همزاد مي شوند متفاوتند و براي تشخيص اين گونه تصرفات بايد به پيري كه متخصص اين امور باشد مراجعه كرد .
نام همزاد از نام فرد استخراج مي شود و با حروف ابجد قابل محاسبه است .
مثلاً ايرج كه به حرف ابجد 214 مي شود همزاد جني آن ديروش و همزاد ملكي آن ريداييل نام دارد . گاه كه اجانين تصرفات غير رحماني مي كنند كه بهترين راه براي در امان ماندن از بعضي تصرفات غير رحماني تغيير اسم غير رحماني به اسماء رحماني است . البته نام همزاد فقط در بعضي از محاسبات علوم غريبه و يا براي احضار همزاد مفيد است .
منبع: سایت تجارت اینترنت
در پست های بعدی هم مطالبی در مورد اجنه قرار خواهم داد .