آیا تسخیر جن ممکن است؟

ممکن است این سئوال مطرح شود که مسئله جن چه ارتباطی

 به فلسفه دارد؟ از آنجایی که فلسفه سراسر هستی را مورد

بحث قرار  می دهد و اینکه وجود جن غیر قابل انکار است لازم

 دیدم بنا به پیشنهاد بعضی دوستان  مطالبی   را در این زمینه

در این  وبلاگ قرار   دهم  . امید است   که مورد استفاده  قرار

گیرد و ما  را در شناخت بیشتر  دنیای پیرامون  ما و موجوداتی

 که همگی مخلوق خدا هستند

و به نحوی با ما در ارتباط هستند کمک کند.

استاد محمد ابراهيم نصراللهي يكي از علماي استان لرستان است كه هم اكنون در قم سكونت دارند و اجتهاد ايشان در زمينه سحر و طلسم ، نجوم و تسخيرات است . ايشان تاليفات متعددي در زمينه علوم غريبه دارند و هر روز ده ها نفر از خارج و داخل كشور براي رفع گرفتاري هايشان به ايشان مراجعه مي كنند . ايشان در ايام هفته در حسينيه اي به گرفتاري گرفتاران مي پردازند و نيز در ان مكان به تدريس علوم غريبه و برخي علوم ديگر اشتغال دارند . حال به برخي از عقايد ايشان در مورد جن و همزاد مي پردازيم .

عقيده من بر اين است به استثناي اشخاص نادري بقيه مردم مبتلا به اجانين هستند ده درصد به صورت خاص و بقيه به صورت عام . گاهي تصرف اجانين به صورت عموم است و گاهي وقت ها تصرفات . به صورت ويژه است كه در بسياري افراد ديده شد است . به نظر من كه خودم را وقف گرفتاري مردم كرده ام ده درصد مردم ما جن زده هستند . بعضي از جن ها از صالحان و بعضي ديگر از اشرار هستند . درست همانند انسان ها ، جن ها هم داراي انواع و اقسامي هستند . سوره مباركه احقاف آيه 29 مي فرمايد كه: ياد آور وقتي كه تني چند از جنيان را متوجه تو گردانديم تا اسماع قرآن كنند چون نزد رسول رسيدند با هم گفتند گوش فرا دهيد چون قرائت تمام شد ايمان آوردند و به سوي قوم شان براي تبليغ و هدايت باز گشتند.

اگر طبيعت انسان ناري ( آتشي )باشد مي تواند جن را بي واسطه ببيند و اگر طبيعت آبي يا خاكي داشته باشد با واسطه مي بيند ولي در مجموع ثقيل است .

اجانين از ۱۰۰۰ تا ۵۰۰۰ سال عمر مي كنند و ميانگين عمر آن ها تقريباً ۱۷۰۰ تا ۳۰۰۰ سال است . در بين اجانين هم مانند انسان ها افراد عاقل و جاهل زياد است و به همين دليل بعضي از آن ها با بعضي ديگر متفاوت هستند . در طول تاريخ بعضي از انسان ها بعضي از اجانين را تسخير كرده اند ولي به عقيده من تسخير جن مكروه  است و بعيد مي دانم حرام باشد . من فكر مي كنم انسان در اين زمينه مختار است ولي اين كار  بسيار مشكل است . به عقيده من انسان اگر با قرآن انس بگيرد اصلاً نيازي نيست كه اجانين را تسخير كند . آيات قرآن اعجب العجايب است و از برخي از ان ها براي شفا بيمار ، رفع شر اشباح و اجنه و غيره استفاده مي كنند . آياتي هم در قرآن است كه از آن ها براي احضار جن استفاده مي شود . انسان اگر قلب را الهي كند حتي مي تواند فرشته هاي چپ و راست را در اختيار بگيرد كه از جن هزار مرتبه مهم تر است . به نظر من در صورتي كه فرد براي رفع گرفتاري گرفتاران اجنه را استخدام كند جايز است ولي اگر براي كارهاي نادرست بخواهد استفاده كند قطعاً حرام است .

وجود جن آن قدر بديهي است كه به نظر من انكار آن انكار ضروريات و بديهيات است انسان گاه شاهد لمس بعضي از تصرفات ماوراء الطبيعه در وجود خودش است گاهي مي بينند اهل خانه بيهوده به هم مي ريزند كه اين نوع از تصرفات جنيه است .

يك انسان عادي هم مي تواند جن ببيند و رويت كار مشكلي نيست و با بعضي رياضيت ها اين كار مسير است مثلاً اگر كسي بتواند يك يا دو اربعين آيه نور ( سوره نور ، آيه ۳۵ ) را خواند مي تواند جن را ببيند .

اجنه از شعله آتش بدون دود خلق شده اند و در مورد طعام اجنه فكر مي كنم به پوست پياز و استخوان علاقه مند باشند .

براي دفع جن انگشترهاي مکتوب لازم است مانند انگشتر مباركه ۷جلاله كه براي ايمن ماندن از شراجنه و افراد مبتلا به جن بسيار موثر است .

اگر كسي بخواهد احضار جن كند بايد از بخوراتي مانند كندور و اسپند استفاده كند .

 تلاش براي تسلط بر موجودات نامريي هميشه توام با موفقيت نخواهد بود وتنها كساني در اين راه موفق اند كه ابتدا در خويشتن قدرت و توانایي به وجود آورند كه در دام موجودات نامريي اسير نشوند .

حال سوال اين است كه چگونه بايد حركت كرد كه نه در دام آن موجودات موذي بيافتيم ونه از وصال به حقيقت محروم شويم ؟ سالكان بزرگ از كجا آغاز كرده اند نه تنها بر جهان ما وراء ماده آگاهي نسبي پيدا كرده اند بلكه توانايي تسلط بر جنيان وخبر از آينده وشفا دادن بيمار واعمال خارق العاده ديگر نيز يافته اند ؟ چگونه است كه تسلط بر جنها در غالب چله نشيني حرام است اما وقتي يك سالك به وصال مي رسد هم بر جن مسلط مي شود وهم از اجرا الهي برخوردار مي گردد ؟ وچرا سحر وجادو حرام است اما مكاشفه ومراقبه نه تنها حرام نيست كه نشانگر اوج تعالي يك رهرو است ؟

 به جرات مي توان گفت كه مرحله اول ورود به دايره عرفا وبه دست آوردن معرفت در طريق حقيقت ، خالي كردن درون از « منيت » است . كسي كه از منيت وخودبيني خالي شود قادر به كشف رموز واسرار فراوان از عالم ماوراء مي شود . براي خالي شدن درون از منيت رنج ها ومشقات فراواني را بايد تحمل كرد .

مرحله دوم : وگام بعدي « بي تعلقي » است رهرو در اين مرحله آن قدر احساس تعلق عاري مي شود كه خودش را نيز فراموش مي كند وعلاقه وتوجه ديگران را نسبت به خودش بي اهميت مي داند از نام وشهرت وجلب توجه گريزان است وبا هر آنچه موجب وابستگي ودلبستگي او به عالم فاني مي شود مخالف است .

دايره تسلط بر ماوراء اگر با دوري از خود بيني ومنيت همراه شود آنقدر وسيع وگسترده خواهد بود كه بحث تسخير اجانين در زمره پيش پا افتاده ترين اعمال آنان قرار مي گيرد .

تسخير جن از تاريخچه اي بسيار كهن در بين مردم روزگاران قديم بهره مند بوده است .

انسان همواره در تلاش بوده تا با خدمت گرفتن جن يا اجانيني بتواند به اخباري از گذشته وحال وآينده دست يابد. اين مسئله از اين جهت امكان وقوع پيدا مي كند كه اجانين داراي قدرتي بسيار بالاتر وبرتر از عامه انسانها هستند وبا سرعت غير قابل تصوري كه به لحاظ ساختار وجودي شان دارند مي توانند براي كسي كه آنان را در تسلط خود در آورده است ،اخبار وگزارشاتي از مخفيات ورموزاتي كه مجاز به افشاي آن هستند ، بياورند .

به نظر مي رسد كه تسخير جن از نظر فقهي حرام ( يا به عقيده برخي فقها مكروه ) است در هر حرامي نوعي ضرر وزيان جسمي يا روحي يا هر دوي آنها ويا خسران دنيوي واخروي نهفته است .

حال سوال اين است كه عمل تسخير جن كه به موجب آن يك رابطه تنگاتنگ مابين انسا ن وتعدادي از جن به وجود مي آيد ، چه ضرر وزياني وجود دارد ؟ كسي كه موفق به تسخير اجانين مي شود نمي تواند از بين آنها جنيان نيك سيرت وصادق را انتخاب كند بلكه هر دسته اي كه در معرض او قرار داشته باشند به تسخيرش در مي آيند وهيچ تعهدي بر پارسايي وصداقتشان نيست تنها حسني كه دارند اين است كه به هر چه تسخير كننده شان دستور بدهد اگر در محدوده مجاز آنان قرار داشته باشد اجرا مي كنند وتمرد نمي نمايند .

در رابطه با چگونگي اطلاع اجانين از آينده بايد گفت : اجانين از سرعت بالايي در حركت برخوردارند وهمين باعث مي شود تا بر زمان اشراف پيدا كنند وتا آنجا كه اذن الهي به آن ها اجازه بدهد از آينده خبردار شوند وتا همان حدود هم مي توانند به تسخير كننده شان خبر بدهند .

« چله جن » مجموعه اعمالي است كه منجر به تسلط چله نشين بر تعدادي از اجانين مي شود وبه اين مفهوم است كه چله نشين بايد مدت چهل شب در حلقه اي كه بر گرداگرد خود با خط يا نشانه اي رسم مي كند باقي بماند .

البته هر شب به مدتي مشخص مثلاً سه ساعت يا كمتر تا زماني كه دعاي مخصوص هر شبش به اتمام برسد . چله نشين بايد كتاب ادعيه مخصوص به هر چله را داشته باشد وهر شب دعاي مخصوص همان شب رابا آرامش بخواند . خطي كه بر دور خود رسم مي كند بايد در جايي باشد كه انسانها ي ديگر تردد نكنند . كسي كه مي خواهد به چله نشيني اقدام كند بايد كاملاًبر نفسش مسلط باشد واز اراده اي قوي برخوردار باشد ودر محلي كه قرار چله بنشيند بايد تا چهل خانوار به هر سمت منزل مسكوني نباشد وانساني در هنگام خواندن دعا در آن حوالي تردد نكند . چله نشين بايد ادعيه اش را از نيمه شب به بعد يعني از   ۱۲ شب به بعد شروع به خواندن كند. چله نشين نبايد جايگاهي را كه براي رسم خطي بر اطراف خود انتخاب مي كند در آن چله مي نشيند ، تغيير دهد . خطي كه مي كشد را بايد به اين شكل رسم كند كه بنشيند و در دست راستش چوب كوتاهي بگيرد وهمان طور نشسته يك دور به دور خود بچرخد تا دايره اي اطرافش رسم شود و هرگز نبايد تحت هيچ شرايطي تا پايان دعاي مخصوص آن شبش هيچ يك از اعضاي بدنش از خط مورد نظر خارج شود .

هر عضوي از اعضاي بدن چله نشين از خط خارج شود به وسيله اجانين مورد اذيت وآزار قرار مي گيرد . برخي معتقدند كه چله نشين در چهل شبي كه قرار است در چله بنشيند بايد از خوردن غذاهاي گوشتي اجتناب كند ونيز حتي الامكان از غذاهاي خام ( ميوه جات وسبزيجات خام ) استفاده نمايد .

البته اگر كسي بدون چله نشين اقدام به تزكيه نفس وطهارت روح بنمايد خود به خود بر اجانين مسلط مي شود .

خلقت همزاد سفلي از آتش است زيرا جن از آتش خلق شده است ( سوره الرحمن آيه ي۱۶) و همزاد ملك خلقتش از نور است .

دو همزاد سفلي و علوي از اين جهت كه مي توانند به هر شكلي در آيند وجه اشتراك دارند با اين تفاوت كه همزاد جني مي تواندخود را به شكل برخي حيوانات ظاهر كند ولي همزاد علوي يا فرشته اي كه نام او از انسان استخراج مي شود به هر شكلي مي تواند در آيد اما به شكل نجس العين ظاهر نمي شود .

همزاد جني و ملكي تابع نام است . همزاد هر انساني به تبع آن شخص مي تواند عامل خير باشد مانند همزاد نيكان و صالحان ، به همين دليل گاه براي همه ما اتفاق افتاده كه نزد بزرگي مي رويم و بي اختيار احساس آرامش مي كنيم .

همچنين طبيعت همزادهاي هر فردي با طبيعت و مزاج آن فرد موافق است .

مثلاً طبيعت برخي از افراد گرم و مرطوب ، سرد و مرطوب و يا گرم و خشك و يا سرد و خشك است . همزادهاي انسان ها هم به طبع طبيعت اين چنين هستند .

به همين دليل است كه برخي از ارواح با بعضي ديگر سازش دارند مثل سازش روح با بدن مثالي يا سازش همزاد ملكي با موکلی به نام عتيد و سازش همزاد جني با موكلي به نام رقيب كه اين دو موكل ( عتيد و رقيب ) از آيات قرآن استخراج مي شود ( سوره ي ق ، آيات ۱۷ و ۱۸ )

در روايات اسلامي نيز به دو همزاد ملكي و جني اشاره شده است مثلاً ابوحامد غزالي در كتاب احياء العلوم از قول جابربن عبدالله مي نويسد : چون حضرت آدم (ع) به زمين آمد اظهار داشت : اي پروردگار كه ميان من و اين بنده دشمني انداخته اي اگر مرا در برابر او ياري نكني تحمل او را ندارم گفت : تو را هيچ فرزندي متولد نشود مگر آن كه فرشته اي به حمايت او بگمارم .

ابوايوب بن يزيد نيز گفته است : به ما چنين رسيده است كه با فرزندان آدميان ، جنيان ( همزادان ) زايند پس با ايشان ببالند .

تصرفات جنيان بر دو  گونه است يكي تصرفات همزاد و ديگري تصرفات غير همزاد است .

همزاد كساني كه نام هاي غير رحماني دارند گاهي در صاحب خود تصرفات شيطاني مي كند و اين كه گاه مي بينم اشخاصي با اسم رحماني جن زده شده اند اين ها تصرفات همزاد نيست بلكه تصرفات ساير اجانين است . مزاحمت هاي اجانين به صورت هاي متعدد است مثلاً اگر در وجود كسي تصرف كنند خواب از او گرفته مي شود و به تعبير علماي علوم غريبه « عقد النوم » مي شود .

بنابراين افرادي كه مبتلا به مزاحمت اجانين مي شوند با افرادي كه مبتلا به تصرفات همزاد مي شوند متفاوتند و براي تشخيص اين گونه تصرفات بايد به پيري كه متخصص اين امور باشد مراجعه كرد .

نام همزاد از نام فرد استخراج مي شود و با حروف ابجد قابل محاسبه است .

مثلاً ايرج كه به حرف ابجد 214 مي شود همزاد جني آن ديروش و همزاد ملكي آن ريداييل نام دارد . گاه كه اجانين تصرفات غير رحماني مي كنند كه بهترين راه براي در امان ماندن از بعضي تصرفات غير رحماني تغيير اسم غير رحماني به اسماء رحماني است . البته نام همزاد فقط در بعضي از محاسبات علوم غريبه و يا براي احضار همزاد مفيد است .

منبع: سایت تجارت اینترنت

در پست های بعدی هم مطالبی در مورد اجنه قرار خواهم داد .

ارتباط با جن!!

آیا می توان با جن ارتباط برقرار کرد؟

ارتباط با جن و دخالت آن‌ها در زندگي بشر از ديرباز ذهن انسان را به خود مشغول كرده است، حتي در جهان پيشرفته امروزي كه علم تجربي، چشم انسان را به بسياري از مسايل پيچيده بازکرده است باز سخن از جن و جن‌گير و ارتباط با آنها جايگاه ويژه‌اي دارد.
در حال حاضر، در جهان افراد زيادي مدعي اين گونه ارتباط هستند كه متأسفانه بيشتر كساني كه چنين ادعاهايي مي‌كنند سخني به گزاف مي‌گويند و نمي توان به صحت گفتار آنان اطمينان داشت. به هر حال، بحث ارتباط با جن را در دو بخش پي مي‌گيريم.
۱. ارتباط با جن
ارتباط با جن به دو صورت تسخير و احضار يا رابطه عادي ممكن است.
تسخير و احضار جن، به فتواي فقها حرام است. شهيد بزرگوار آيه‌الله دستغيب در كتاب گرانسنگ گناهان كبيره مي‌فرمايند: «تسخيرات» استخدام و تسخير كردن ملك يا جن يا ارواح بشر يا ساير حيوانات و غيره است كه تمام اينها حرام و اقسام سحر شمرده مي شود و شيخ انصاري در مكاسب مي‌فرمايد: «تعريف‌هايي كه براي سحر شده، شامل تمام انواع تسخيرات مي‌شود. حتي شهيد اول و ثاني ـ عليهما الرحمه ـ با اين كه شرط حرام بودن سحر را، ضرر رسانيدن به غير مي‌دانند در عين حال تصريح مي‌فرمايند كه استخدام ملك يا جن از سحر حرام است و شايد وجه آن(به نظر هر دو) اين باشد كه آن ملائكه يا جن كه مسخر مي‌شود، در حقيقت متضرر و اذيت مي‌شوند.»[۱]
در همين جا شايان ذكر است كه به عقيده برخي، انسان به هيچ وجه نمي‌تواند جنيان مؤمن و مسلمان را كه داراي قدرت مافوق طبيعي‌اند، مسخر كند. و تنها قدرت تسخير ارواح اجنه خبيثه و شياطين را دارد.
درموردارتباط «جن» اگر چه برخي فقها آن را به مقدار ضرورت براي دفع برخي بيماري‌ها اجازه دادند, ولي باز هم آن را بدون اشكال ندانستند .
۲-راه‌هاي ارتباط با جن
هم چنان كه آمد، تسخير جن و ارتباط، او از نظر شرعي حرام و حداقل خالي از اشكال نيست؛ از اين رو بهتر است مسلمان از پي‌گيري اين امور پرهيز كند. تنها به اختصار مي‌توان گفت: ارتباط با جن به وسيله تمرين ورياضت، اذكار خاص و تزكيه نفس ممكن است. بهترين راه تزكيه نفس است؛ البته نه به انگيزه ارتباط با جن، بلكه به خاطره رسيدن به كمال انساني. در اين صورت ممكن است به خواست خداوند و بر صورت مصلحت برخي جنيان مؤمن با انسان ارتباط بر قرار كنند؛ چنانكه برخي‌ها ارتباط آيه‌الله بروجردي را با يكي از جنيان به نام زعفر جنّي نقل كرده‌اند.[۲]

معرفی دانش آموزان ممتاز جهت آزمون سنجش استدلال و هوش منطقی

دبیرستان شبانه روزی خاتم الانبیا(ص) ماه کنگان

۱-اسماعيل حسن پور۲- محمد رضا سالاری(در محمد)۳-اصغر حيدری

۴- عليرضا خادمی۵- ادريس محمودی۶- محمد رضا سالاری(موسی)

۷- علی صادقی۸- مهدی سهرابی

درباره جن!!

در پست های بعدی سعی دارم مطالب جالبی

در مورد جن و ارتباط با آنها در وبلاگ قرار دهم.

سیر اجمالی بر تاریخ و کیفیت احضار ارواح

سیر اجمالی بر تاریخ احضار ارواح

حضرت موسى (ع) اين علم را ممنوع كرد، لكن «شاعول» نافرمانى نمود و توسط شخصى روح «شموئل» را حاضر كرد، و همچنين «رمَن ها» ارواح اجداد خود را احضار مى كردند، «يونانيها» نيز در احضار ارواح دست داشته اند، نِزْنْ امپراطور روم، عده اى را براى احضار روح مادرش دعوت كرد، خلاصه آن كه، كاهنين مصر و «لاماهاى» تبّت، و «مغ هاى» ايران و «براهمه» هند از قديم علم احضار ارواح را مى دانسته اند. در قرون وسطى احضار، اولين بار توسط دختران ميس فوكس آلمانى در سال ۱۸۴۷انجام گرفت و كسى كه آن را جزء علم مثبت قرار داد «الآن كاردك» بود كه بعد از ده سال تلاش كتاب خود را به نام كتاب «ارواح» چاپ كرد و بعد از او «ويليام كردك» و «گابريل» ترقيات شگفت انگيزى در اين علم به وجود آوردند.
تحقيقات علمى و كاوشهاى تجربى دانشمندان مساله را تأييد مى كند، يك استاد انگليسى به نام «هووسن» مى گويد من و استادم «هرلوب» كه هر دو مادى بوديم، بعد از ۱۲ سال تحقيق امروز سخت معتقديم كه ارتباط با ارواح و گفتگوى با آن ممكن است و دلائل قاطعى به دست آورديم.
در سال ۱۸۶۹ يعنى ۲۲سال پس از ظهور علم ارتباط با ارواح در غرب يك هيات ۳۳ نفرى از دانشمندان و روحانيون و... از طرف انجمن زبان شناسان انگلستان مأموريت يافتند تا به مساله ى رابطه با ارواح به دقت رسيدگى كنند كه بعد از يك سال و نيم بررسى و آزمايش، رأى خود را مبنى بر تصديق اصول رابطه با ارواح به انجمن مزبور تسليم كردند. از نظر دينى، ارتباط با ارواح از سالها قبل در منابع اسلامى مطرح بوده و گاهى بعضى ائمه طاهرين در بيدارى. با ارواح گذشتگان مرتبط شده و با آنان سخن گفته اند. 
ارتباط با ارواح، احتياج به اطلاعات تخصصى و همچنين قوت و اراده و سلامت اعصاب دارد.
ارتباط با ارواح اقسامى دارد:
الف) به صورت خواباندن شخص كه به نام خواب مغناطيسى، هيپنوتيزم، و مانيه تيزم و يا تله پاتى (انتقال افكار از فاصله دور) ياد مى شود.

ب) به صورت احضار ارواح.


ج) به صورت رؤياى صادقه.

د) در حال بيدارى.
کیفیت احضار ارواح
الف:ـ خلاصه نظر يكى از كارشناسان در اين علم، كه مى گويد:
براى ارتباط، با ارواح بازماندگان، واسطه اى لازم است، اين واسطه، انسان و اشياى ديگر مى تواند باشد، افرادى كه واسطه قرار مى گيرند، بايد داراى قوه «مديو منيطه» باشند كه عبارت است از خاصيتى كه در بدن مديوم (واسطه) وجود دارد كه در حال خواب يا بيدارى سيّال لطيف حياتى از او خارج مى گردد و ارواح كه بدون كمك سيال حياتى كه از بدن اشخاص زنده قرض مى گيرند. نمى توانند به سهولت، در عالم ماده تظاهر نمايند از سياله بدن مديوم، براى حضور و ارتباط استفاه مى كنند، گرچه نيروى مديوم منيطه كم و بيش در همه افراد وجود دارد، لكن همه كس براى مديوم شدن استعداد ندارد. براى اينكه بتوانيم مديوم را در حالت خواب مصنوعى با ارواح ارتباط دهيم بايد او را بخواب ببريم، بعد عامل از نزديك ترين روح مقدس خواهش مى كند روح مورد نظر را با مديوم مرتبط سازد .

 اقسام مديوم:

۱- مديومين معالج كه كارشان استفاده از اطلاعات ارواح براى معالجه امراض است.

۲-مديومين شنوا كه با ارواح مكالمه مى نمايند.

۳- مديومين گويا كه روح توسط آلات ناطقه مديوم، مقاصد را بيان مى كند.

۴ـ مديومين بينا كه در حال بيدارى ارواح را مى بيند نه بوسيله چشم ظاهر.

۵ـ مديومين نويسنده، از قبيل افراد تحت تسلط قوه روح شروع به نوشتن مى كنند. و بعد ردّيه هايى بر خيالى بودن احضار ذكر مى كندو در قسمت بعدى نمونه هايى از احضار را بيان مى كند.
ب: فريد وجدى مى گويد: احضار ارواح، فنى است كه دانشمندان اروپا و امريكا از آن استفاده برده، روح را به شكل روشن حاضر مى بينند و با او صحبت مى كنند و براى آنها ثابت مى شود كه روح فلان شخص است.
ج:مرحوم فلسفى: با آنكه از نظر دينى، ارتباط با ارواح گذشتگان را در بيدارى ممكن مى دانم و خيلى مايلم وسيله اى بدست آيد تا با روح شيخ طوسى و روح صدوق رضوان الله مرتبط شوم... ولى با ميزگردانى نمى شود با عالم برزخ و ارواح گذشتگان مرتبط شد چنانكه با طالع بينى ـ نمى شود فرداى مردم را تعيين كرد. 
د: مرحوم علامه طباطبايى مى فرمايد: خيلى از خوارق عادات از جمله احضار ارواح مستند به قوت اراده و ايمان داشتن به تأثير آن است، چون اراده تابع علم و يقين است. وقتى علم قطعى شد، حواس آنچه را كه انسان به آن يقين دارد مشاهده مى كند و به خود تلقين مى كند كه فلان شخص است و هيچ توجه به عدم آن ندارد و ممكن است با اين تخيل امراضى را معالجه كند. از اينجا روشن شد كه ملاك تحقق خوارق عادت علم جزمى است نه مطابقت اين علم با خارج و واقع... مانند احضار ارواح كه اصحاب آن دليلى بيش از اين كه روح در خيال و يا حواس آنها ظاهر شده نه در خارج، ندارند و اگر روح واقعاً در خارج حاضر شده باشد همه آنها كه حس طبيعى دارند بايد آن را مشاهده كنند.

با اين توجيه چند تا اشكال درباره احضار ارواح حل شد.
۱-كسى كه بيدار است و روحش مشغول كارهاى خود اوست چگونه روحش حاضر شده است، ولى او هيچ اطلاعى ندارد كه روح او را در فلان محل احضار كرده اند با اينكه انسان يك روح بيشتر ندارد. جواب اين است كه احضار خيالى است.
۲-روح جوهر مجرد است و به زمان و مكان نسبتى ندارد. جواب اين است كه روح تخيلى حاضر شده است نه واقعى. 
۳- يك روح به صورت هاى مختلف ظاهر مى شود. 
۴- ارواح گاهى خلاف واقع خبر مى دهند و يا بعضى روح ها بعض ديگر را تكذيب مى كنند.البته اين نظر كليت ندارد و دليل هاى بر خلاف آن داريم كه فقط به يكى از آنها اشاره مى شود «در صورتى كه تظاهر ارواح را مربوط بقوه تخيل افراد بدانيم ناگزير بايد قبول كنيم كه اولا فقط افراد جلسه باين و هم دچار مى شوند و ثانياً امكان احساس آن به هيچ وسيله براى ديگران وجود ندارد و اثر مثبتى بر اشياء و اجسام نمى نمايد.
در حاليكه دانشمندانى مانند ويليام كروك شارل ريشه، اكاكوف، و گابريل دلان موفق شده اند از ارواح متظاهر در جلسه عكس بردارى كنند به اين ترتيب فرضيه توهم منتفى مى شود و شكلهاى منعكس در صفحه دوربين را نمى توان بحساب تخيل گذاشت»

جواب همه اين ها اين است كه روح در مشاعر و خيال حاضر كننده حاضر شده نه در خارج به گونه اى كه ديده شود.
حکم شرعی احضار روح!
بعضى از دانشمندان بزرگ اسلامى اعتقاد دارند كه دليلى بر حرام بودن ارتباط با ارواح وجود ندارد و نمى توان آن را تا آنجا كه به گناه و خلافى (مانند كشف اسرار مسلمانان) كشيده نشده باشد حرام دانست. در عين حال اسلام اخبار و مطالب حاصل از اين طريق را مورد اعتماد قرار نمى دهد و احكام شرعى و دستورات اجتماعى خود را بر پايه ى اينگونه اطلاعات بنا نمى كند.

منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ بيست پاسخ، از هيات تحريريه در راه حق (ناشر مؤسسه در راه حق).
2ـ شهيد مطهرى، شناخت از ديدگاه قرآن، تنظيم از سيد جواد وفائى (ناشر نشر وحيد مشهد، چاپ اول) ص125 تا ص140.
3ـ محمد تقى فلسفى، گفتار فلسفى معاد از نظر روح و جسم (ناشر هيات نشر معارف اسلامى، نشريه 10) تهران، 1360، ص313 تا ص326.
4ـ آية الله مكارم شيرازى، تفسير نمونه (ناشر دار الكتب الاسلامية) ج12، ص252 و ص255 و ج19، ص478 و ج1، ص382 و ج10، ص72 و...
5ـ ترجمه الميزان، ج1.

منبع: سایت اندیشه قم


 

احضار ارواح !

آْیامسئله احضار ارواح صحت دارد؟!

عقيده به معاد در اكثر اديان، جايگاهي اساسي دارد و لذا طبيعي است كه انسانها پرسش‌هاي فراواني درباره سرنوشت آدميان در فاصلة مرگ تا قيامت داشته باشند بنابراين بحث از روح و ارتباط با ارواح، سابقه‌اي به بلنداي تاريخ باورهاي ديني انسان دارد. و لذا مي‌بينيم كه هيچ‌گاه تاريخ زندگي بشر، خالي از سحر و جادو و رمل و كهنات و... نبوده است. كه بسياري از آنها به نوعي مدعي ارتباط با ارواح بوده‌اند در قرون اخير و با گسترش روانشناسي و روان كاوي اين دغدغه‌ها منجر به تدوين علمي به نام اسپري تيسم شده است. دانشمندان، در اين باره تحقيق كرده و با ديدن برخي شواهد، صحّت موضوع ارتباط با ارواح را اعلام كرده‌اند برخي از اين شواهد عبارتند از: سخن گفتن روح به غير از زبان مادري، حلّ مسائل پيچيدة رياضي به وسيلة كساني كه آمادگي لازم را نداشته‌اند، نوشتن مطالبي برروي الواحي كه در صندوق در بسته و مهر و موم شده قرار داشته‌اند، ارتباط كودكان با ارواح...[۱] بر اساس منابع اسلامي نيز امكان ارتباط با ارواح تأييد مي‌شود.[۲]
علامه طباطبايي تمام امور خارق العاده‌اي كه از انسانهاي عادي صادر مي‌شود و از جمله احضار ارواح را منوط به قدرت اراده مي‌داند.
[۳] و تصريح مي‌كند كه آن چه در اين مسأله واقعيت دارد فقط ارتباط با روح است نه آنكه واقعاً روح در خارج حاضر شده باشد، چرا كه در يك جمع فقط يك نفر با روح ارتباط برقرار مي‌كند و هم اوست كه روح را در مشاعر خود حاضر شده مي‌‌بينيد و از راه تلقين او را پيش روي خود احساس كرده و سخناني را از او مي‌شنود.[۴] اين امكان براي انبياء و اولياء نيز كه داراي مقام عبوديت براي خدا هستند، وجود دارد. ولي آنان به مدد خداوند و با اراده‌اي طاهر و پاك چنين قدرتي پيدا مي‌كنند.[۵] گاه ممكن است روح انسان زنده‌اي احضار شود در حالي كه خود صاحب روح، بيدار و مشغول انجام كارها حوائج يومية خود بوده است.[۶]

براي اثبات امكان ارتباط با ارواح شواهد فراواني مي‌توان ارائه كرد! مانند:

۱- ارتباط سلمان فارسي در آستانه مرگ خويش با روح يكي از اموات در قبرستان مدائن و گفتگوي طولاني آنها درباره سكرات مرگ، و حالات پس از آن و مشاهدة مراحل غسل و كفن و دفن خود و بيان موقعيتش در عالم برزخ.[۷]
۲. سخن گفتن حضرت عيسي ـ عليه‌السّلام ـ با روح يكي از اموات در سرزميني كه بر اثر عذاب الهي ويران شده بود و روح فرد زنده شده، علّت عذاب را پرستش طاغوت، علاقة به دنيا، كم‌ترسيدن از خدا، آرزوهاي طولاني و غفلت ذكر كرد و گفت كه شب در عافيت بوديم صبح خود را در هاويه يافتم كه همان سجيّن است و سجين كوههايي است از آتش كه تا قيامت بر ما بر‌افروخته شده است.
[۸]
۳. مشاهده عذاب معاويه در حالي كه به زنجير كشيده شده بود و دائم طلب آب مي‌كرد توسط امام باقر و امام صادق ـ عليهما ‌السّلام ـ
[۹]

به جز داستانهاي اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ و انبياء ـ عليهم السّلام ـ مي‌توان به حكايتهايي از زندگي علماء و اولياء و بندگان صالح خداوند نيز اشاره كرد نظير:
الف.احضار روح پدر علامه طباطبايي و سخن گفتن مرحوم الهي برادر علامه با پدرشان و گلايه پدر از اين كه از ثواب تفسير الميزان چيزي به ايشان اهداء نشده است
[۱۰] . و نيز ملاقات خود علامه با روح شاه حسين ولي كه ۳۰۰ سال از مرگش مي‌گذشته است[۱۱].

ب. ملاقات مرحوم آيت الله بهاءالديني با روح شهيد آيت الله صدوقي يك روز پس از شهادت ايشان[۱۲]. و ارتباط هميشگي مرحوم بهاءالديني با روح فرزند بزرگشان حميد.

ادامه نوشته

صحرای محشر کجاست؟

آنچه به طور صريح از فرمايش قرآن كريم استفاده مي شود اين است كه بعد از به هم خوردن نظام اين عالم و نفخ صور، مردگان جهت تعيين سرنوشت نهايي شان زنده مي شوند، فوج فوج و گروه گروه وارد صحراي محشر كه محل تجمع خلايق است، مي شوند.[۱] و نفخ صوري كه مردگان با آن زنده مي شوند، نفخ دومي است.[۲]
پس آنچه كه در مورد حشر انسان ها مسلم است اين است كه آنها در ظرف زماني به نام قيامت و در مكاني به نام محشر يا به تعبيري صحراي محشر، جمع مي شوند. حال زمان آن چه وقت است و مكان آن كجا است و...؟ درباره زمان قيامت از ديدگاه متون اسلامي مخصوصاً قرآن كريم هيچ شكي نيست كه آگاهي آن مخصوص خداوند است و هيچ كس ديگري نمي داند.
[۳] امّا مكان قيامت كجاست آيا قيامت در همين زمين برپا مي شود يا در زمين ديگري و يا اصلاً نه در اين زمين و نه زمين ديگر بلكه در آسمان ها و يا آسمان هاي ديگر برپا مي شود؟
پاسخ اين پرسش هرچند به طور بسيار واضح و صريح در متون اسلامي نيامده است  ولي از ظاهر بعضي از آيات شريفه قرآن كريم و رواياتي كه در ذيل آنها بيان شده اند، استفاده مي شود كه محل حشر انسانها زمين است نه جاي ديگر. يكي از آياتي كه مي توان گفت، نسبتاً اين مسأله را واضح كرده است آيه (48) سورة ابراهيم است كه اوصاف زمين و آسمان را در آستانة قيامت بيان مي كند و مي فرمايد: «در آن روز (روز قيامت) زمين و آسمان، به زمين و آسمان ديگر تبديل مي شوند.»
در ذيل اين آيه شريفه رواياتي آمده است كه تا حدودي مسأله ما را روشن مي سازند، ابن عباس مي گويد: «در زمين و آسمان كم و زيادي پديد مي آيد، پستي و بلندي هاي زمين، درختان و... نابود مي شوند و زمين امتداد پيدا كرده وسيعتر مي شود، زميني به وجود مي آيد كه خوني در آن ريخته نشده باشد و گناهي بر روي آن صورت نگرفته باشد؛ خورشيد، ماه و ستارگان آسمانها نيز از بين مي روند.»
[۴]
در منابع اهل سنت در ذيل آيه فوق الذكر روايتي آمده است كه محل حشر انسانها را به صورت روشن تر بيان مي كند و آن اينست كه، رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود:
«در روز قيامت مردم وارد زمين كاملاً سفيد رنگ مي شوند...»[۵] اينكه در حديث تعبير زمين آمده است شاهد بر مدعاي ما است كه محل حشر انسانها زمين است.
مرحوم علامه طباطبايي(ره) در ذيل آيه شريفه (3) انشقاق (و اذا الارض مُدّت) روايتي را از كتاب درالمنثور سيوطي نقل مي كند كه شفافتر از روايات گذشته است و آن اينست كه رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود:
«زمين در روز قيامت مثل چرم دباغي شده كشيده مي شود، آنگاه هر انسان فقط به اندازة جاي دو پاي خود جا دارد.»[۶]
بنابراين از اين احاديث و ظاهر آيات شريفه (ابراهيم، 48، انشقاق، 3) و رواياتي كه در ذيل آنها وارد شده اند، استفاده مي شود كه محل و مكان حشر انسان ها در روز قيامت زمين است امّا نه اين زمين فعلي، بلكه زمين ديگري زميني كه بعد از به هم خوردن نظام فعلي عالم پديد مي آيد.
حال كه محل حشر انسانها در قيامت زمين است آن هم نه همين زمين بلكه زمين ديگر، اين سؤال در تتمة سوال قبلي پيش مي آيد كه آيا با تغيير و تحولاتي كه در آستانه قيامت به وجود مي آيد آيا ماهيت و ذات اين دنيا، زمين و آسمان ها عوض مي شوند، يعني به كل اين زمين نابود مي شود و زمين ديگر مجدداً آفريده و قيامت بر آن برپا مي شود و يا منظور از تبديل كه در آيه مباركه (48 سوره ابراهيم) آمده است تبديل صفات است يعني زمين و آسمان ها ويران مي گردند و بر ويرانه هاي آنها زمين و آسمان نو و تازه آفريده مي شود كه نسبت به اين زمين و آسمان در سطحي بالاتر از نظر تكامل قرار دارند؟ 

ادامه نوشته

معرفی دانش آموزان ممتاز جهت آزمون سنجش استدلال و هوش منطقی

دبیرستان فاطمیه

۱- منيژه نوشادی۲- فروزان زارعی۳- رويا ظهيری نژاد۴- کلثوم ارباب ۵- مهناژ نوشادی

۶- ساجده ترکی۷- آسيه عيسايي ۸- اقدس اوژند۹- سولماز پوزاد۱۰- پريوش رهپيش

 ۱۱- فاطمه سليمانی ۱۲- نعيمه عاشور زاده ۱۳- الهام نظری ۱۴- مهديه حسينی پور

۱۵- سمانه راهپيما۱۶- صديقه نوشادی۱۷- فاطمه پور شقايق ۱۸- مريم دلشادی

۱۸- فروزان زارعی ۱۹- طاهره نوشادی

معرفی دانش آموزان ممتاز جهت آزمون سنجش استدلال و هوش منطقی

دبیرستان فروغ اندیشه

۱- عصمت محمدی۲- مريم سالاری۳- سميه کريمی۴- ليلا بناوند ۵- الهام اسماعيلی

۶- زهرا کريمی۷- الهه پوزاد۸- عاطفه سمندری۹- زيور انشايي۱۰- فريبا ماری زاده

۱۱- زينب طاهری ۱۲- محدثه آزادی ۱۳- خديجه ميران پور ۱۴- مرضيه جداوی

                         ۱۵- مريم بناوند ۱۶- فاطمه طاهری۱۷- کبری آزادی

آیا گیاهان دارای روح هستند و روز قیامت محشور می شوند؟

در باب حشر گياهان، جمادات و نباتات دو نظريه است عده‌اي معتقدند كه گياهان جمادات و نباتات هم حشر دارند و براي تأييد مدعاي‌شان به چند آيه از قرآن استشهاد نموده‌اند. البته در اينكه عالم هستي داراي درك و شعور و ادراك هستند و به تسبيح و ذكر پروردگار مشغول مي‌باشند «يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ»[۱]آنچه در آسمانها و بين آنچه در زمين است همواره تسبيح خدا مي‌گويند. جاي ترديدي نيست. ما مي‌پنداريم كه گياهان، جمادات و نباتات از شعور و ادراك خالي هستند و حال آنكه چنين نيست و حقيقت آن است كه آنها هم داراي شعور و ادراك مي‌باشند و چنانكه اين آيه شريفه مي‌فرمايد: «وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ»[۲] و هر موجودي تسبيح و حمد او مي‌گويد ولي شما تسبيح آنها را نمي‌فهميد.
جهت مشاهده بقیه پاسخ به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته