سیر اجمالی بر تاریخ احضار ارواح

حضرت موسى (ع) اين علم را ممنوع كرد، لكن «شاعول» نافرمانى نمود و توسط شخصى روح «شموئل» را حاضر كرد، و همچنين «رمَن ها» ارواح اجداد خود را احضار مى كردند، «يونانيها» نيز در احضار ارواح دست داشته اند، نِزْنْ امپراطور روم، عده اى را براى احضار روح مادرش دعوت كرد، خلاصه آن كه، كاهنين مصر و «لاماهاى» تبّت، و «مغ هاى» ايران و «براهمه» هند از قديم علم احضار ارواح را مى دانسته اند. در قرون وسطى احضار، اولين بار توسط دختران ميس فوكس آلمانى در سال ۱۸۴۷انجام گرفت و كسى كه آن را جزء علم مثبت قرار داد «الآن كاردك» بود كه بعد از ده سال تلاش كتاب خود را به نام كتاب «ارواح» چاپ كرد و بعد از او «ويليام كردك» و «گابريل» ترقيات شگفت انگيزى در اين علم به وجود آوردند.
تحقيقات علمى و كاوشهاى تجربى دانشمندان مساله را تأييد مى كند، يك استاد انگليسى به نام «هووسن» مى گويد من و استادم «هرلوب» كه هر دو مادى بوديم، بعد از ۱۲ سال تحقيق امروز سخت معتقديم كه ارتباط با ارواح و گفتگوى با آن ممكن است و دلائل قاطعى به دست آورديم.
در سال ۱۸۶۹ يعنى ۲۲سال پس از ظهور علم ارتباط با ارواح در غرب يك هيات ۳۳ نفرى از دانشمندان و روحانيون و... از طرف انجمن زبان شناسان انگلستان مأموريت يافتند تا به مساله ى رابطه با ارواح به دقت رسيدگى كنند كه بعد از يك سال و نيم بررسى و آزمايش، رأى خود را مبنى بر تصديق اصول رابطه با ارواح به انجمن مزبور تسليم كردند. از نظر دينى، ارتباط با ارواح از سالها قبل در منابع اسلامى مطرح بوده و گاهى بعضى ائمه طاهرين در بيدارى. با ارواح گذشتگان مرتبط شده و با آنان سخن گفته اند. 
ارتباط با ارواح، احتياج به اطلاعات تخصصى و همچنين قوت و اراده و سلامت اعصاب دارد.
ارتباط با ارواح اقسامى دارد:
الف) به صورت خواباندن شخص كه به نام خواب مغناطيسى، هيپنوتيزم، و مانيه تيزم و يا تله پاتى (انتقال افكار از فاصله دور) ياد مى شود.

ب) به صورت احضار ارواح.


ج) به صورت رؤياى صادقه.

د) در حال بيدارى.
کیفیت احضار ارواح
الف:ـ خلاصه نظر يكى از كارشناسان در اين علم، كه مى گويد:
براى ارتباط، با ارواح بازماندگان، واسطه اى لازم است، اين واسطه، انسان و اشياى ديگر مى تواند باشد، افرادى كه واسطه قرار مى گيرند، بايد داراى قوه «مديو منيطه» باشند كه عبارت است از خاصيتى كه در بدن مديوم (واسطه) وجود دارد كه در حال خواب يا بيدارى سيّال لطيف حياتى از او خارج مى گردد و ارواح كه بدون كمك سيال حياتى كه از بدن اشخاص زنده قرض مى گيرند. نمى توانند به سهولت، در عالم ماده تظاهر نمايند از سياله بدن مديوم، براى حضور و ارتباط استفاه مى كنند، گرچه نيروى مديوم منيطه كم و بيش در همه افراد وجود دارد، لكن همه كس براى مديوم شدن استعداد ندارد. براى اينكه بتوانيم مديوم را در حالت خواب مصنوعى با ارواح ارتباط دهيم بايد او را بخواب ببريم، بعد عامل از نزديك ترين روح مقدس خواهش مى كند روح مورد نظر را با مديوم مرتبط سازد .

 اقسام مديوم:

۱- مديومين معالج كه كارشان استفاده از اطلاعات ارواح براى معالجه امراض است.

۲-مديومين شنوا كه با ارواح مكالمه مى نمايند.

۳- مديومين گويا كه روح توسط آلات ناطقه مديوم، مقاصد را بيان مى كند.

۴ـ مديومين بينا كه در حال بيدارى ارواح را مى بيند نه بوسيله چشم ظاهر.

۵ـ مديومين نويسنده، از قبيل افراد تحت تسلط قوه روح شروع به نوشتن مى كنند. و بعد ردّيه هايى بر خيالى بودن احضار ذكر مى كندو در قسمت بعدى نمونه هايى از احضار را بيان مى كند.
ب: فريد وجدى مى گويد: احضار ارواح، فنى است كه دانشمندان اروپا و امريكا از آن استفاده برده، روح را به شكل روشن حاضر مى بينند و با او صحبت مى كنند و براى آنها ثابت مى شود كه روح فلان شخص است.
ج:مرحوم فلسفى: با آنكه از نظر دينى، ارتباط با ارواح گذشتگان را در بيدارى ممكن مى دانم و خيلى مايلم وسيله اى بدست آيد تا با روح شيخ طوسى و روح صدوق رضوان الله مرتبط شوم... ولى با ميزگردانى نمى شود با عالم برزخ و ارواح گذشتگان مرتبط شد چنانكه با طالع بينى ـ نمى شود فرداى مردم را تعيين كرد. 
د: مرحوم علامه طباطبايى مى فرمايد: خيلى از خوارق عادات از جمله احضار ارواح مستند به قوت اراده و ايمان داشتن به تأثير آن است، چون اراده تابع علم و يقين است. وقتى علم قطعى شد، حواس آنچه را كه انسان به آن يقين دارد مشاهده مى كند و به خود تلقين مى كند كه فلان شخص است و هيچ توجه به عدم آن ندارد و ممكن است با اين تخيل امراضى را معالجه كند. از اينجا روشن شد كه ملاك تحقق خوارق عادت علم جزمى است نه مطابقت اين علم با خارج و واقع... مانند احضار ارواح كه اصحاب آن دليلى بيش از اين كه روح در خيال و يا حواس آنها ظاهر شده نه در خارج، ندارند و اگر روح واقعاً در خارج حاضر شده باشد همه آنها كه حس طبيعى دارند بايد آن را مشاهده كنند.

با اين توجيه چند تا اشكال درباره احضار ارواح حل شد.
۱-كسى كه بيدار است و روحش مشغول كارهاى خود اوست چگونه روحش حاضر شده است، ولى او هيچ اطلاعى ندارد كه روح او را در فلان محل احضار كرده اند با اينكه انسان يك روح بيشتر ندارد. جواب اين است كه احضار خيالى است.
۲-روح جوهر مجرد است و به زمان و مكان نسبتى ندارد. جواب اين است كه روح تخيلى حاضر شده است نه واقعى. 
۳- يك روح به صورت هاى مختلف ظاهر مى شود. 
۴- ارواح گاهى خلاف واقع خبر مى دهند و يا بعضى روح ها بعض ديگر را تكذيب مى كنند.البته اين نظر كليت ندارد و دليل هاى بر خلاف آن داريم كه فقط به يكى از آنها اشاره مى شود «در صورتى كه تظاهر ارواح را مربوط بقوه تخيل افراد بدانيم ناگزير بايد قبول كنيم كه اولا فقط افراد جلسه باين و هم دچار مى شوند و ثانياً امكان احساس آن به هيچ وسيله براى ديگران وجود ندارد و اثر مثبتى بر اشياء و اجسام نمى نمايد.
در حاليكه دانشمندانى مانند ويليام كروك شارل ريشه، اكاكوف، و گابريل دلان موفق شده اند از ارواح متظاهر در جلسه عكس بردارى كنند به اين ترتيب فرضيه توهم منتفى مى شود و شكلهاى منعكس در صفحه دوربين را نمى توان بحساب تخيل گذاشت»

جواب همه اين ها اين است كه روح در مشاعر و خيال حاضر كننده حاضر شده نه در خارج به گونه اى كه ديده شود.
حکم شرعی احضار روح!
بعضى از دانشمندان بزرگ اسلامى اعتقاد دارند كه دليلى بر حرام بودن ارتباط با ارواح وجود ندارد و نمى توان آن را تا آنجا كه به گناه و خلافى (مانند كشف اسرار مسلمانان) كشيده نشده باشد حرام دانست. در عين حال اسلام اخبار و مطالب حاصل از اين طريق را مورد اعتماد قرار نمى دهد و احكام شرعى و دستورات اجتماعى خود را بر پايه ى اينگونه اطلاعات بنا نمى كند.

منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ بيست پاسخ، از هيات تحريريه در راه حق (ناشر مؤسسه در راه حق).
2ـ شهيد مطهرى، شناخت از ديدگاه قرآن، تنظيم از سيد جواد وفائى (ناشر نشر وحيد مشهد، چاپ اول) ص125 تا ص140.
3ـ محمد تقى فلسفى، گفتار فلسفى معاد از نظر روح و جسم (ناشر هيات نشر معارف اسلامى، نشريه 10) تهران، 1360، ص313 تا ص326.
4ـ آية الله مكارم شيرازى، تفسير نمونه (ناشر دار الكتب الاسلامية) ج12، ص252 و ص255 و ج19، ص478 و ج1، ص382 و ج10، ص72 و...
5ـ ترجمه الميزان، ج1.

منبع: سایت اندیشه قم